دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
553
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
كند به غزلسرايى مىپرداخت ؛ غزل بود كه آنها را در برج شهرت و اعتبار مىنشاند . بحث بر سر سبك هندى در اين قالب شعرى متمركز خواهد بود كه بحث اصلى اين فصل است « 1 » . شعر در سده هشتم / چهاردهم اين دوره را بايد تنها به دليل وجود حافظ ( متوفى 791 / 1389 ) نامدارترين شاعر تغزلى و شخصيت برتر ادبيات ايران ، از دورههاى درخشان ادبيات فارسى برشمرد . باروبهره اين دوره البته فقط در حافظ خلاصه نشده است . عبيد زاكانى ( متوفى حدود 772 / 1371 ) مقبولترين طنزپرداز ايران كه طنزهاى مطبوع و مطايبات منظوم و منثورش نسلهايى از خوانندگان را به بهرهگيرى از آنها واداشته ، به اين سده تعلق دارد . ابن يمين فريومدى ( متوفى 769 / 1368 ) كه به قطعهسرايى شهرت دارد از افتخارات اين دوره است . از قدوگان ديگر اين دوره استاد سخن خواجوى كرمانى ، استاد غزل عماد الدين كرمانى ( متوفى 773 / 1372 ) مداح چيرهدست و غزلسراى نامى سلمان ساوجى ، غزلپرداز پخته و كامل كمال خجندى ( متوفى 793 يا 803 / 1391 يا 1400 ) شاعر عارف ، مغربى ( متوفى 809 / 1407 ) و لطف اللّه نيشاپورى مديحه سرائى با اشعار سليس و روان ( كه حدود سه سال پس از تيمور زنده بود ) بودند . تنوع و رقابت سلسلههاى محلى كه متعاقب ضعف و زوال نهايى ايلخانان پديد آمدند يعنى آل جلاير در شمال و غرب ، آل مظفر در مركز و جنوب ، آل كرت و سربداران در خراسان براى شاعران دربارى فضا و حمايتى را بوجود آورد كه وفور شعر دربارى اين دوره مبين آنست . امّا اين دوره ، دورهاى از گسترش و رواج و رونق غزل نيز بود . بعضى از شعرا عليرغم وابستگى به دربارى و يا دربارهايى ، بيشتر غزلسرايى مىكردند ( حافظ و عماد ) و ديوان شمس مغربى فقط شامل غزليات اوست . شايد خواجو يكى از شاعران بىنظير اين دوره باشد . اشعار او حاوى غزليات غنائى - عرفانى ، مدايح در ستايش حاميان خود ، يك خمسه در قالب مثنوى و نيز قصايدى در كسوت عرفان و اشعارى در منقبت ائمه شيعه است . اين شاعران در غزل از قواعدى پيروى مىكردند كه در سده قبل بوسيله سعدى ، رومى و عراقى بنيان گذاشته شده بود . ولى در اشعار داستانى ، نظامى هنوز يك الگو بود . در قصيده نيز آنها پيرو شاعران سده هفتم / سيزدهم همچون ظهير فاريابى ، انورى و خاقانى بودند كه بارها از
--> ( 1 ) - ادبيات منثور اين دوره در فصل پيشين بررسى و جستارى سالشمارانه از نويسندگان و شعرا ارائه شد . حافظ نيز بطور مجزا در فصلى جداگانه به بحثوفحص گرفته شده است .